صفحه اصلی > مقالات > سبک زندگی دینی  > نظام خانواده در اسلام 2 
نظام خانواده در اسلام 2
نظام خانواده در اسلام(2)

 منبع :

 نويسنده : عباس كمساري    ایمیل :

 نوشته شده در تاريخ : 1391/11/19  

نظام خانواده در اسلام(2)

امام خميني(قدس سره) مي فرمايد: از چيزهايي كه سزاوار است انسان به آن اهتمام ورزد، اين است كه در صفات كسي كه مي خواهد با او ازدواج كند، نظر بيندازد و بررسي كند.

مقدمه
خانواده، نخستين نهاد اجتماعي است كه مهم ترين نقش را در توسعه و رشد مراحل حيات بشر در امتداد تاريخ از خود نشان داده است و از ابتداء تا فرجام زندگي، نسبت به ساير نهادهاي اجتماعي از ارزش و اهميت خاص برخوردار بوده و خواهد بود.
اسلام، خانواده را از اساسي ترين واحدهاي اجتماعي مي داند كه آن بر اساس الفت، همدلي و همدمي استوار شده است. رويكرد اين نوشته، دور نگه داشتن جوانان عزيز از ازدواجهاي تحميلي، احساسي، اينترنتي و مصلحتي است و بنا داريم با تبيين شاخصه ها و معيارهاي اصولي انتخاب همسر، جوانان را به سمت انتخابي آگاهانه سوق دهيم تا بدين وسيله به زندگي موفق، پايدار و عاشقانه برسند.
معيارها در تشكيل خانواده
همسر ايده آل كيست؟ خصوصيات يك زن يا شوهر خوب كدام است و با كدام «معيار» بايد سراغ انتخاب شريك زندگي رفت. وقتي از معيارها سخن به ميان مي آيد، در درجه اول بايد توجه داشته باشيم كه اعضاي تشكيل دهندة يك خانواده، دختر و پسرند؛ از اين رو هر دو بايد در انتخاب يكديگر، كمال دقت را به كار برند و از معيارهاي اصولي غفلت نورزند.
انتخاب همسر مناسب، سنگ زير بنايِ يك زندگي موفق است، وجود ناسازگاريها و اختلافات و زبانه هاي كينه و كدورت، نشان از نامناسب بودن سنگ زيرين است.
بايد توجه داشت، مهم تر از «تشكيل خانواده» داشتن خانواده اي سالم، استوار، بانشاط و داشتن همسري همدل، همراه و همراز است؛ از اين رو عقل سليم حكم مي كند كه انسان بنگرد چه كسي را براي همسري برمي گزيند و براي رسيدن به اين مطلوب چه ضوابط و معيارهايي را بايد مراعات كند.
امام خميني(قدس سره) مي فرمايد: از چيزهايي كه سزاوار است انسان به آن اهتمام ورزد، اين است كه در صفات كسي كه مي خواهد با او ازدواج كند، نظر بيندازد و بررسي كند.1
نكته حائز اهميت اينكه در امر مهم ازدواج، پيش از هر اقدامي، استمداد از حضرت حق تعالي و طلب كمك از او نيكو است. در اين باره روايات بسياري وارد شده است.
از اميرالمؤمنين علي(ع) نقل شده است كه فرمود:
هر يك از شما كه خواست ازدواج كند، (نخست) دو ركعت نماز بگذارد و سوره حمد و يس را بخواند و آن گاه كه از نماز، فراغت يافت، ثناي خداوند را به جا آورد و بگويد: بار خدايا! مرا همسري نيك، مهربان، سپاسگزار، قانع و پاكدامن، روزي فرما؛ كه اگر نيكي كردم، سپاسگزاري كند و اگر بدي كردم، ببخشايد و اگر خداي بزرگ را ياد كردم، ياري ام دهد و اگر (خدا را) فراموش كردم يادآوري كند و هرگاه خانه را ترك كردم، خودش را حفظ كند و هر گاه بر او وارد شدم، خوشحال شود و اگر دستوري دادم، فرمانبرداري كند و هر گاه سوگندش دادم، بپذيرد و هر گاه به خشم آمدم، مرا خشنود سازد. اي خداوندگار بزرگ! چنين زني را به من عطا كن كه من از تو درخواست مي كنم و به دست نمي آورم؛ مگر آنچه كه تو قسمت من كرده اي.2
همسر خوب و مناسب از منظر اسلام بايد واجد معيارهايي باشد كه در اين نوشتار به سه مورد آن با رعايت و اولويت اشاره مي كنیم.


1. ايمان
از مهم ترين عوامل پيوند پايدار و ازدواج موفق، پايبندي به ارزشهاي اسلامي است. ايمان و تقوا به عنوان يك عامل دروني، افراد را از ارتكاب به اعمال خلاف باز مي دارد و اعتبار يك مسلمان در مكتب اسلام به تقوا و دينداري است.
پيامبر(ص) «دينداري» را از معيارهاي اصولي در ازدواج مي دانستند و بي اعتنايي به آن را براي جامعه، فسادآفرين مي شمردند. آن حضرت ضمن روايتي مي فرمايد: «إِذَا جَاءَكُمْ مَنْ تَرْضَوْنَ خُلُقَهُ وَ دِينَهُ فَزَوِّجُوهُ وَ إِنْ لَا تَفْعَلُوا تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي الْأَرْضِ وَ فَسادٌ كَبِير؛3 هر گاه كسي سراغ شما آمد كه اخلاق و «ديانت» او را پسنديديد، با او ازدواج كنيد وگرنه در زمين، فتنه خواهد شد و فساد بزرگ پديد خواهد آمد.»
مردي نزد امام مجتبي(ع) آمد تا درباره ازدواج دخترش مشورت كند. آن حضرت فرمود: «زَوَّجَهَا مِنْ رَجُلٍ تَقِيَّ فَإِنَّهُ إِنْ أحَبَّهَا أكْرَمَهَا وَ إِنْ أبْغَضَهَا لَمْ يَظْلِمَهَا؛4 او را به همسري مردي با تقوا درآور، زيرا اگر دختر تو را دوست داشته باشد، گرامي اش مي دارد و اگر دوستش نداشته باشد به او ستم نمي كند.»
امام صادق(ع) مي فرمايد: «إِذَا تَزَوَّجَ الرَّجُلُ الْمَرْأَةَ لِجَمَالِهَا أَوْ مَالِهَا وُكِلَ إِلَى ذَلِكَ وَ إِذَا تَزَوَّجَهَا لِدِينِهَا رَزَقَهُ اللَّهُ الْجَمَالَ وَ الْمَالَ؛5 هر گاه مردي با زني، به سبب زيبايي يا دارايي اش ازدواج كند، به همان (زيبايي يا دارايي) واگذار مي شود و هرگاه به خاطر دينش با او ازدواج كند، خداوند، زيبايي و دارايي را نيز روزي اش مي كند.»
البته بايد توجه داشت كه مراد اين گونه روايات، اين نيست كه دارايي و زيبايي، ارزش نيست و از معيارهاي ازدواج محسوب نمي شود؛ بلكه اين روايات تنها وابستگي و انحصار به آن را مذموم مي داند؛ زيرا اساس زندگي را دين و منش آدمي استوار مي سازد، نه مال و جمال، اگر چه اين دو به خصوص جمال از امتيازات يك زن است.
از مجموع روايات وارده در اين موضوع استفاده مي شود، كساني كه در صدد انتخاب همسرند، بايد ايمان را شرط اساسي و ضروري براي تشكيل خانواده بدانند. پدران و مادران نيز وظيفه بسيار سنگيني در چگونگي ازدواج فرزندان خود بر عهده دارند. آنها بايد در انتخاب همسر براي فرزندان خود، تقيّد به شريعت را اساس گزينش خويش قرار دهند و در يافتن فردي با اين اوصاف به فرزندانشان كمك كنند.
ملاك قرار دادن دينداري در ازدواج، نشان از تعبد به دين و مكتبي انديشيدن است و متأسفانه سستي بنيان خانواده ها را بيش تر در ميان كساني مي توان ديد كه به اين ارزشهاي ديني و فرهنگي بي اعتنا و از آنها بيگانه و يا گريزان اند.


2. كفائت
يكي از عوامل سازگاري زن و شوهر همتا و متناسب بودن آنها با يكديگر است كه در اصطلاح «كفو بودن» ناميده مي شود.
اگر زن و شوهر در موضوعاتي مانند شرافت خانوادگي، ثروت، سطح دانش و تحصيلات، علاقه ها و اهداف، تفكرات سياسي، دينداري، نوع زندگي خانوادگي و فرهنگي، تناسب و هماهنگي داشته باشند، كانون خانوادگي شان گرم تر و تفاهم آنها بيش تر و در پيشبرد اهداف، كمك يكديگر خواهند بود. اسلام نيز به كفو بودن زوجين، بسيار توصيه مي كند. رسول اكرم(ص) فرمود: «أَنْكِحُوا الْأَكْفَاءَ وَ انْكِحُوا مِنْهُمْ وَ اخْتَارُوا لِنُطَفِكُمْ؛6 زن و مردِ همتا و كفو را به ازدواج يكديگر درآوريد و با كفوها ازدواج كنيد و براي نطفه هاي خود جايگاه مناسب انتخاب كنيد.»
در موضوع ازدواج، علاوه بر تلاقي جسمها آنچه مهم و قابل توجه است آميزش و اتحاد جانها و روانهاست. چگونه ممكن است دو انساني كه هيچ تشابه فكري و رواني با يكديگر ندارند، بتوانند سالهاي متمادي، زير يك سقف زندگي و به آرامش دست يابند.
وقتي سخن از هم كفوي در ازدواج به ميان مي آيد، بسياري از افراد، هم طبقه بودن دختر و پسر از جهت ثروت و مقامات مادي به ذهنشان مي آيد. با توجه به متون ديني درمي يابيم اين گونه برداشتها ريشه اسلامي ندارد.
در تاريخ و روايات اسلامي آمده است، مردي از اهل «يمامه» به نام «جويبر» به منظور جستجوي آيين مقدس اسلام به حضور پيامبر(ص) شرفياب شد و با اشتياق، مسلمان شد. ديري نپاييد كه از خوبان اصحاب به شمار آمد. او مردي سياه چهره، كوتاه قد، مستمند و بي خانمان بود.
روزي رسول خدا(ص) به او فرمود: چه خوب بود همسري اختيار مي كردي تا شريك زندگي ات باشد و در امور دنيا و آخرت با تو همكاري كند.
جويبر عرض كرد: اي پيامبر خدا! پدر و مادرم فدايت شوند! كدام زن حاضر است به همسري من درآيد؟
من كه حسب، نسب، مال و جمال ندارم. چه زني رغبت مي كند با من ازدواج كند؟
رسول خدا(ص) فرمود: اي جويبر! خداوند جهان به بركت دين حنيف اسلام آن كس را كه در جاهليت به ظاهر، شرافت داشت، پست نمود و كساني را كه پست شمرده مي شدند، شرافت داد و آنها را كه ذليل به حساب مي آمدند عزيز گردانيد و نخوت، تفاخر و باليدن به قبيله و نسب را كه ميان جاهليت مرسوم بود، به كلي برانداخت.
امروز ديگر همه مردم، سفيد، سياه، قريش، عرب و عجم برابرند. همه فرزندان آدم هستند و خداوند آدم را، از خاك آفريد. محبوب ترين مردم در روز قيامت در پيشگاه خداوند فقط پارسايان و پرهيزگاران اند. من امروز كسي را نمي بينم كه از تو برتر باشد؛ مگر اينكه تقواي او در پيشگاه خداوند از تو بيش تر باشد.
سپس حضرت فرمود: نزد «زياد بن لبيد» كه از اشراف انصار است، برو و دخترش را خواستگاري كن. جويبر نزد زياد آمد و از قول پيامبر(ص) دخترش را خواستگاري كرد. زياد گفت: ما دختران خود را فقط به هم رديف و هم شأن خود مي دهيم و با آنها وصلت مي كنيم.
زياد برخاست و به حضور رسول خدا(ص) آمد و ماجرا را بيان كرد.
پيامبر اكرم(ص) فرمود: «جُوَيْبِرٌ مُؤْمِنٌ وَ الْمُؤْمِنُ كُفْوٌ لِلْمُؤْمِنَةِ وَ الْمُسْلِمُ كُفْوٌ لِلْمُسْلِمَةِ فَزَوِّجْهُ يَا زِيَادُ وَ لَا تَرْغَبْ عَنْه ؛ جويبر مؤمن است و مرد مؤمن، كفو و همتاي زن مؤمن و مرد مسلمان، كفو زن مسلمان است، دخترت را به همسري جويبر درآورد و از دامادي او ننگ مدار.»
با اين ارشاد، «ذلفا» دختر زياد كه دختري شايسته بود، به همسري جويبر درآمد.7
امام صادق(ع) در تبيين كفويت زن و مرد مي فرمايد: «الْكُفْوُ اَنْ يَكُونَ عَفِيفاً...؛8 همتا بودن شخص به اين است كه پاكدامن باشد.»
بر همين اساس، پسران و دختران پاك انديش بايد توجه داشته باشند، پاكدامني، امري اخلاقي است. كسي كه پاكدامن نباشد، از لحاظ اخلاقي، دچار انحطاط است. واضح است كسي كه دچار انحطاط اخلاقي است، با كسي كه در مرتبه فضيلت اخلاقي است همتايي ندارد.
به قول شاعر:
كبوتر با كبوتر، باز با باز
كند هم جنس با هم جنس پرواز

آنچه در ازدواج مهم است، همتايي و هم شأني از جهت اخلاقي و مرتبه انسانيت است؛ از اين رو براي به وحدت رسيدن دختر و پسر، تشكيل خانواده اي موفق و همتايي آن دو لازم است. مولوي در داستاني به اين موضوع اشاره مي كند و مي گويد:
آن حكيمي گفت: ديدم در تكي
مي دويدي زاغ با يك لك لكي

در عجب ماندم بجُستم حالشان
تا چه قدر مشترك يابم نشان

چون شدم نزديك، من حيران و دَنگ
خود بديدم هر دوان بودند لنگ

از اين شعر و داستان استفاده مي شود، تا وقتي سنخيّت و كفويّت در دو موجود وجود نداشته باشد آنها با يكديگر اتحاد نمي يابند. بر همين اساس اگر زن و شوهر بخواهند از سعادت واقعي برخوردار شوند بايد به اين اصل اساسي و اسلامي توجه داشته باشند.
 

3. اصالت خانوادگي
يكي از معيارهاي مهم ديگر در انتخاب همسر و شريك زندگي، اصالت و شرافت خانوادگي است. شناخت خصوصيات خانواده همسر آينده در تفاهم بين زوجين، نقش اساسي را ايفا مي كند و مي تواند ملاك قابل اعتمادي براي گزينش دختر و پسران جوان باشد.
توصيه اسلام به وصلت با خانواده هاي ديندار، نجيب و شريف، بدان علت است كه صفات پدر و مادر و نزديكان، هم از طريق وراثت و هم از طريق معاشرت به فرزندان منتقل مي شود. به همين دليل است كه براي شروع يك زندگي موفق، لازم است به دنبال آن شريكي براي زندگي خود باشند كه از سلامت جسمي، فكري و اخلاقي برخوردار و در خانواده اي پاك، عفيف و نجيب پرورش يافته باشد.
در روايات ما آمده است، پيامبر(ص) ضمن خطبه اي فرمود: «أَيُّهَا النَّاسُ إِيَّاكُمْ وَ خَضْرَاءَ الدِّمَنِ؛ اي مردم، از گياه سبزي كه بر زباله ها روييده است بپرهيزيد.» سؤال شد: اي رسول خدا! مقصود شما از گياه و سبزه اي كه در مزبله روييده چيست؟ حضرت فرمود: «الْمَرْأَةُ الْحَسْنَاءُ فِي مَنْبِتِ السَّوْءِ؛9 زن زيبايي كه در خانواده اي ناشايسته پرورش يافته است.»
رسول خدا(ص) در كلامي ديگر مي فرمايد: «تَزَوَّجُوا فِي الْحِجْزِ الصَّالِحِ فَإِنَّ الْعِرْقَ دَسَّاسٌ؛10 با خانواده خوب و شايسته وصلت كنيد؛ زيرا رگ و ريشه، اثر دارد.»
در پايان براي تكميل بحث در اين فراز، ضرورت دارد اشاره اي شود به موضوعي كه معمول كارشناسان ديني خانواده بدان تصريح دارند.
چنان نيست كه همه فرزندان خانواده هاي ناشايست، فرومايه و شرور باشند؛ بلكه در بين آنها فرزندان ديندار، خوش اخلاق و شريف هم وجود دارد كه متأسفانه قرباني سوء سابقه چنين پدران و مادراني مي شوند. بنابراين اگر افراد خيرانديش و فداكار حاضر شوند به وسيله ازدواج، اين افراد مظلوم را از اين خانواده هاي پست و فاسد نجات دهند، كار بسيار ارزشمندي انجام داده اند و بدون شك نزد خدا مأجور خواهند بود.11
ادامه دارد...


پی نوشت:

1) تحرير الوسيله، كتاب النكاح، مسئله 1، دفتر انتشارات اسلامي، چاپ دوازدهم، ج‏3، ص‏420.
2) دانش‌نامه قرآن و حديث، محمد محمدي ري شهري، دار الحديث، 1432 ق، ج‏3، ص‏315.
3) بحار الانوار، علامه محمدباقر مجلسي، انتشارات المكتبة الاسلاميه، تهران، 1389 ش، ج‏103، ص‏372، ح 3.
4) دانش‌نامه قرآن و حديث، ج‏3، ص‏323، ح 116.
5) همان، ص‏313، ح 96.
6) بحار الانوار، ج‏103، ص‏375، ح 16.
7) عبرتها و پندهاي زندگي، عباس كمساري، ص‏89، ناشر:‌ مؤلف، 1377 ش، به نقل از: كافي، ج‏5، ص‏249.
8) وسائل الشيعه، شيخ حر عاملي، دار احياء التراث العربي، بيروت، 1403 ق، كتاب النكاح، ب 28،‌ از ابواب مقدمات نكاح، ص‏52، ح 5.
9) وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏29.
10)دانش‌نامه قرآن و حديث، ج‏3، ص‏316.
11) جوان و همسرگزيني، ابراهيم اميني، بوستان كتاب، چاپ ششم، 1391 ش، ص‏128.

منبع: ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره162.